در کتابخانه نوشته ایی توجهمو به خودش جلب کرده!این نوشته روی کاغذی روبه روی در ورودی به محل مطالعه بود با این مضمون که :قابل توجه مراجعین محترم: به استناد دستورالعمل عضویت نهاد کتابخانه های عمومی کشور رعایت کامل پوشش اسلامی،حفظ شئونات اسلامی،فرهنگی و اجتماعی در محیط کتابخانه حتی در سالن های مطالعه الزامی است.در صورت عدم رعایت موارد فوق،در مرحله اول تذکر شفاهی و در مرحله دوم نسبت به ابطال کارت عضویت و جلوگیری از حضور فرد در کتابخانه اقدام می گردد. خیلی دلم میخواد شخصی که این نوشته رو گفته ببینم!باید باهاش منطقی صحبت کنم که عزیز دل خواهر وقتی توی مکانی که همه خانوم هستند این چه حرفیه تو گفتی!حالا از طرفی دلم میخواد بیاد و ببینه ملت چقد به حرفش گوش دادن! اصلا من همیشه در هر لحظه و در هر مکان سعی میکنم منطقی باشم و صحبت کنم!مثلا دیروز که در کتابخانه بودیم پشت سر من دختری نشسته و جلوی آن عاطفه!مدل میز ها تک نفره و روبه روی همه!بعد اول که عاطفه روبه روی من بود همون دختره که همش بم لبخند میزنه بهش گفت این جای منه و عاطی بلند شد رفت!و ما از هم دور شدیم! دیروز با این دختر پشت سریم خیلی منطقی برخورد کردم و گفتم میشه جاتونو با دوستم عوض کنید؟گفت نه!گفتم میشه جاتو با من عوض کنی؟ بازم گفت نوچ گفتم چرا؟جوابش این بود دلم میخواد! و این گستاخی تمام بود!فکر نمیکنم یه جا انقد مهم باشه که بهش چسبیده باشی! در طول اون روز بسی مهربان و منطقی باهاش حرف زدم و پررو تر ازین حرفا بود!کنار اومدم باهاش! تا امروز!دیدم نیامد وسایلشو آوردم رو میز خودم چیدم و خودم رفتم اونور!اینکه کارم بد بود یا خوب رو نمیدونم!ولی خب کاری بود که شده!فوقش بیاد و چارتا جیغ جیغ کنه! دعوای دخترا مگه تا کجا پیش میره ته تهش گیس و گیس کشی! تا شد طرفای ساعت ده!در باز شد و دیدیم آمد!عاطی با اضطراب نگاهم کرد و گفت نمیترسی؟من هم که چشمامو ریز کرده بودم و سعی میکردم خودمو خونسرد نشون بدم گفتم: مث سگ :| سرمونو انداختیم پایینو بهش توجه نکردیم که اومد کنارمون!یه نگاهی انداخت و ... در کل اتفاق خاصی نیفتاد! چارتا جیغ جیغ کرد و دیدم این دختره خیلی پرروعه! خب!به فکرشم نمیخورد منی که انقد آروم و سربه زیر و مهربان باشم اونطور باهاش رفتار کنم!و در مقابل جیغ هایش عربده کشیدم:| خب راستش گهگاهی عصبانیت لازم است!همیشه که نمیتوان مهربان بود!
برچسب:
نویسنده: کامیار سلیمانی