خرید بک لینک

درباره سایت

212

آخرین مطالب

امکانات وب

دیشب خواب های چرت و پرتی دیدم خیلی چرت و پرت! اولش خواب دیدم که تو خونمون هستم بعد مامانم بهم میگه لباس بپوش میخوان بیان ببیننت میگم واسه چی؟؟! میگه خنگیا زود باش لباس بپوش:| آخرشم نگفت واس چی..بعدش خواب دیدم با مامانم و داداشم کنار خیابون منتظر تاکسی هستیم یکی از شاخ های اینستا که اسمشو نمیبرم با پیکان اومد سوارمون کرد:| پیکان؟؟ شاخ اینستا؟؟؟ من؟؟؟؟ بعدترش خواب دیدم یه ظرف فلزی مانند پیدا کردم سرش پوشیده هست بازش کردم دیدم توش یه ماره ! اون ظرفه رو دست معاون مدرسمون دادم:| گفتم بازش نکنین توش ماره ! اونم گرفت بازش کرد ماره شده بود اندازه اژدها گرفت معاونمونو خورد منم فرار کردم سمت کلاسمون...بعد از زیر در اومد تو نشست تک تک بچه ها رو خورد منم از ترس فقط خدارو صدا میزدم که بلند شدم دیدم ساعت5:20دقیقه هست! خوندم تا ساعت 7 که رفتم بابامو بیدار کردم که بریم مدرسه گفت هنو ساعت6 هس که کجا میخوایی بری:| یساعت ساعتم جلو رفته بود نمدونم کار کیه!! بعدشم که رفتیم مدرسه و جریان دانلود ناموفقمو به عاطی گفتم کلی جیغ جیغ کرد:| (پست221 )بدشم نخود نخود هرکه رودخانه خود!
+ تاريخ پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ساعت 13:28 نويسنده کاف صاد |

برچسب: نویسنده: کامیار سلیمانی تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 19:44

صفحه بندی